چهار شیوه مدیریت

چهار شیوه مدیریت چیست ؟

کلیه مدیران کارآمد ، ازترکیبی ازاین روش ها باشیوه های اصلی مدیریتی ، استفاده میکنند که آن بسته به نیازها ، عواطف با شرایط خاص کارمندان،‌ تغییر می کند. ما برای شما چهار شیوه مدیریت را به زبان ساده بیان میکنیم.با ما همراه باشید .خدمات مالی و حسابداری

چهار شیوه مدیریت /شیوه مدیریت دیکتاتوری

همانطورکه ازلغت دیکتاتوری برمی آید، این نوع مدیراز توانایی شخصی خود برای کنترل اوضاع استفاده می کند. او می گوید : « این کار را بدین طریق انجام دهید ، من این طوری گفتم…، اگرشما این جا کار می کنید کار باید بدین ترتیب انجام شود و …شرکت حسابداری

گاهی اوقات روش مدیریت دیکتاتوری به تنهایی باعث انجام کارها میشود . شمانمی توانیدبرای کنترل بعضی افراد از این روش دیکتاتوری استفاده کنید، حتی اگر آنهابدانند که روش انتخابی شما تنها راه منطقی است، تغییر عقیده نخواهند داد، ممکن است به دروغ تابع نظر شما باشند، اما درخلوت تک به تک آنها از شیوه ی دیگری استفاده میکنند.فرسان

ممکن است عکس این مطلب درمورد فرد دیگری صدق کند. اگرشما تا به حال فردی را ندیده اید که تنها در صورتی به دستورهایتان گوش می دهد که به اصطلاح جلوی چشم دیگران او را خردکنید! مدیر تازه کاری هستید اگر یک نفر تنها به این نوع مدیریت پاسخ می دهد، یک مدیر کارآمد هیچ شیوه ی دیگری را روی اوامتحان نمی کند، زیرا به کارگیری هر شیوه ی دیگری روی این شخص، روش مدیری تازه کار و نشان دهنده ی ضعف اوست.

شیوه مدیریت خشک و مقرراتی

این روش، مدیریت به وسیله ی کتاب قانون است. استفاده ازکتاب قانون درسیاست یک شرکت، نیازمند نظم وآهنگ خاصی است. این نوع مدیریت نیز مانند شیوه ی دیکتاتوری ، اگر مؤثر واقع بیفتدخوب است، اما اگر مؤثر نباشد مطلوب خواهد بود. با این وجود ، ما اغلب ازمدیریت خشک و مقرراتی استفاده می کنیم. اکثر ما مدیران از سیاست شرکت به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف استفاده نمی کنیم بلکه در عوض ، از آن به عنوان اسلحه ای برای مجبور کردن افراد، به تسلیم و اطاعت بهره میگیریم . مدیریت خشک و مقرراتی درباره ی افرادی که برای پذیرش کتاب قانون به اندازه ی کافی عاقل هستند، مؤثراست وقتی شما کتاب قانون سیاست را بیرون می کشید، بعضی افراد احساس میکنندشمادیگر آنها را انسان نمی دانید، چون فکر می کنند با ایشان مانند یک ربات، مینی کامپیوتررفتارمیشود.

هم چنین ممکن است فکرکنند، شماآن قدر درمدیریت خود خلاقیت ندارید که بتوانید خود را با بعضی از موقعیت های خاص وفق دهید. بعضی از کارکنان هم نه تنها مدیریت خشک و مقرراتی را می طلبند ، بلکه آن را بیشتر به خاطر رضایت عجیبی که از سختگیری مدیران به دست می آورند، دوست دارند . سبکهای مدیریتی باید مؤثرباشند وگرنه نمی توان مدیریتی اعمال کرد.

 شیوه مدیریت دموکراتیک

امروزه همگان ازاین شیوه به نیکی یاد میکنند. البته این نوع مدیریت بدین معنانیست که هرکسی اجازه ی اظهارنظر و رأی در آن روش را دارد. ضمنأ وقتی هم ما اجازه میدهیم، کارمندان ابراز عقیده کنند یا وقتی اجازه میدهیم که آن ها تصمیم مدیریتی بگیرند، بدین معنا نیست که مدیریت دموکراتیک را اعمال میکنیم . ما با این روش فقط سلب مسئولیت کرده و به هیچ وجه کارمدیریتی انجام نمی دهیم. روش رأی گیری اغلب اوقات در شرکت های کوچکی رخ می دهد که در آن فرد مسئول، از قبول مدیریت سرباز می زند. اگر شخصی دموکراسی را به قدرت رأی مربوط کند،باید واژه ی دیگری به جای لغت دموکراتیک، در نظر بگیریم.خدمات حقوقی

مدیریت دموکراتیک درواقع به معنای ایجادامکان برای عموم ‌جهت شرکت درروند تصمیم گیری است. بسیاری ازمزایای این شیوه ی مدیریتی، ایجاد فرصت برای همگان جهت شرکت در روند تصمیم گیری است. این مسأله به مدیر امکان میدهد که به حوادث از دیدگاه های مختلف نگاه کند، نه فقط از نقطه نظرهای شخصی. مدیران باید جهت فراهم کردن چنین مشارکتی جدی، گوش های خود را برای شنیدن تصمیم های بهتر تیز کنند.وقتی مؤسسه ای به کارمندان خود فرصت میدهد تا در روند تصمیم گیری شرکت کنند، آنها احساس میکنند به راستی به آن تشکیلات کمک میکنند و در می یابند که برای مدیر مهم هستند. پس وقتی چنین توجهی میبینند، پاسخ فوق العاده ای خواهند داد.

چهار شیوه مدیریت

شیوه مدیریت فردی

میشودتمام مدیریتهای خوب را مدیریت فردی نامید، زیراتمام مدیریتهای خوب تک به تک ومربوط به فرد هستند. وقتی ما ازعبارت مدیریت فردی استفاده میکنیم به حدود شخصیت افراد اشاره میشود؛‌ حدودی که به اصطلاح ویژگی های فردی هستند. اگر ما از خصیصه های فردی برای پیشرفت یا کار با شخصی استفاده می کنیم، از مدیریت به شیوه فردی استفاده کرده ایم.چهار شیوه مدیریت